خرید بک لینک

سوگ مهاجرت

مهاجرت برای بسیاری از ما به اندازه ی تجربه ی سوگ عزیزان دردناک است، حتی اگر احساس سوگواری نداشته باشیم و یا به دلیل مشغله ی زیاد به خودمان فرصت سوگواری نداده باشیم.

این که بدانیم و آگاه باشیم که سوگواری در ما چگونه اتفاق می افتد می تواند به ما کمک کند تا به شکل مناسب تری با آن رو به رو شویم.

من سحر پاکدامن ساوجی هستم و به عنوان یک روانشناس و کسی که تجربه ی مهاجرت دارم، در این مقاله سعی دارم تا مراحل سوگواری در مهاجرت را بازگو کنم.

همه چیز از احساس تعلق آغاز می شود. زمانی که به کشور جدید مهاجرت می کنیم، به صورت افراطی به دنبال ساختن حس تعلق در آن کشور هستیم در صورتی که مساله اصلی ما احساس تعلق قوی و چندین ساله ی ما در کشور خودمان است. در بازه های زمانی متفاوت، که به کشور مبدا برمیگردیم، همواره به دنبال زنجیره های قبلی، روابط قبلی و مکان هایی هستیم که در آنجا احساس خود بودن و مالکیت داشته باشیم. اما هیچ چیز شبیه به گذشته نیست… حداقل در افکار ما.

حس مهمان بودن در کشور خودمان ما را آزار می دهد و انگار همواره در قلبمان دردی را احساس میکنیم که جای همین احساس تعلق بوده است.

بسیاری از ما علارغم موقعیت خوب و قابل پذیرشی که در کشور مبدا داریم، آن را ترک می کنیم. سال ها مسیری را طی کردیم و به قله رسیدیم و با اعتماد به نفس بالا قدم های بزرگ بر میداریم، تصمیم های بزرگ میگیریم و با تکیه به توانایی خودمان سعی داریم دنیا را تغییر دهیم. اما زمانی که وارد کشور جدید می شویم، واقعیت خودش را به صورت جدی تری به ما نشان می دهد.

ابتدایی ترین کارها مانند خرید از سوپرمارکت، حرف زدن با آدم ها، قوانین ارتباطی و حتی فهمیدن نشانه ها و زبان بدن اطرافیان برای ما یک چالش است.

در این زمان بیشترین هیجانی را که تجربه می کنیم ترس است. ترس از تردد در شهری نا آشنا، ترس از رعایت قوانین سفت و سخت و ترس از این که نکند رفتار من مطابق با این جامعه نباشد. انگار که هویتی نداریم و صرفا باید تقلید کنیم تا هم رنگ جماعت باشیم. هرچند که بسیاری از قوانین، فرهنگ، آداب و رسوم و رفتار کشور میزبان را می پسندیم.

مطالب مرتبط  : مهاجرت و طلاق

سوگ مهاجرت

بارها از خود می پرسیم که چرا ناراحتی؟ مگر برای این هدف تلاش نکرده بودی و مگر این خواسته ی تو نبود؟

حقیقت این است که ما باید به خودمان این فرصت را بدهیم که آسیب پذیر باشیم حتی بعد از گذشت سال ها و بدانیم صحبت کردن درباره ی درد مهاجرت به معنای پشیمان بودن نیست. این درد حقیقی است، وجود دارد و مغایرتی با تصمیم و هدف ندارد.

باید جرات بیان احساسات خودمان را داشته باشیم و از شنیدن این پاسخ ها نترسیم

  • اگر دوست نداری برگرد
  • همه آرزو دارن جای تو باشن
  • قدر نشناسی
  • عرضه تنها زندگی کردن و سختی نداری
  • میخوای برگردی که چیکار کنی
  • خوشی زده زیر دلت و داری بهونه میگیری
  • تو که همیشه در حال خوش گذرونی هستی و …..

بنابراین تا به این جا متوجه شدیم که سوگی که ما در مهاجرت تجربه می کنیم، سوگ از دست دادن هویت، احساس تعلق و خودمان است که این مرحله ی اول است.

مراحل بعدی سوگ با توجه به تجارب هر فرد متفاوت است و بهتر است در جلسات خصوصی و یا گروه درمانی مهاجرین درباره اش صحبت کنیم. اگر در این زمینه نیاز به راهنمایی داشتید ما ( دکتر نرگس باباخانی سحر پاکدامن ساوجی) در مرکز مشاوره همرازان، همراه و همراز شما هستیم.

در نهایت لازم به ذکر است که این مطلب به این معنا نیست که مهاجرت تصمیم غلطی است اما شاید برای همه گزینه مناسبی نباشد. بنابراین باید آگاهانه تر در این مسیر قدم برداریم.

 

سحر پاکدامن ساوجی

کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

تسهیلگر گروه درمانی

برچسب: نویسنده: محمد رضا راد تاريخ: چهارشنبه 17 مرداد 1403 ساعت: 23:36

صفحه بندی